رمان ققنوس در بند از محدثه کمالی

(دیدگاه کاربر 1)
برند: شناسه محصول: 427 دسته: برچسب: , تاریخ به روز رسانی: 4 ژوئن 2021
مشخصات رمان:
  • رمان: ققنوس در بند
  • نویسنده: محدثه کمالی
  • ژانر: عاشقانه و اجتماعی
  • تعداد صفحات: 205
  • طراح جلد: عاطفه رهنما
  • خرید آنلاین و پرداخت سریع
  • پشتیبانی عالی ۲۴ ساعته، ۷ روز هفته
  • بازگشت وجه در صورت عدم دریافت فایل
  • کیفیت بالای فایل های سایت
  • دانلود سریع بعد از پرداخت

19,000 تومان

قبل از اقدام به پرداخت درصوتی که رمان یا کتابی دارای فایل عیارسنج می باشد آن را بصورت رایگان دانلود و مطالعه کنید و از موضوع و کیفیت فایل ها اطمینال حاصل کنید سپس اقدام به خرید فایل کنید.درصورتی که فایلی از لحاظ کیفیت نگارشی مشکلی داشت اطلاع رسانی کنید تا مشکل رفع گردد.

نکاتی مهم خرید فایل :

  • در صورت عدم دانلود بعد از پرداخت با پشتیبانی در  ارتباط باشید.
  • هنگام پرداخت اگر فیلترشکن دارید ان را خاموش کنید.
  • در صفحه پرداخت نام و شماره تماس خود را بدرستی وارد کنید.

خلاصه رمان ققنوس در بند از محدثه کمالی :

من یک زنم... من مبدأم... من مقصدم... من زندگیم... و تو زندگی را در من محدود کردی. من خواستار آزادی بودم و تو از قانون ها قفس ساختی؛ قفسی از جنس کلیشه‌های پوسیده و کهنه! تمام ما مخالفیم. مخالفانی که مهر سکوت بر لبانشان خورده و حکم ابد بر پیشانی‌شان! اما من ققنوسی شدم که پا به پای قانون‌های ناعادلانه‌ات سوختم، پابه‌پای سکوت ممتد‌م خاکستر شدم. اما یکروز، از میان خاکستر‌ها سر بلند کرده و آتش می‌زنم به آنچه آتشم زد. یک‌روز باز می‌گردم و انتقام میگریم از قوانینی که سنگ شد و پایم را چسبید! برمی‌گردم تا بفهمی مردن من، پایانم نیست. شعله میگیرم و هرم آتش، تنم را در بر خواهد گرفت. و من... از دل اتش، خاکستر میشوم، میسوزم و ققنوس خواهم شد! و بعد... پرواز میکنم اری، ققنوس ها رسمشان سوختن و پرواز است و من شیدا یک چیز شدم؛ ققنوسی در بند!

رمان ققنوس در بند به قلم زیبای محدثه کمالی، رمان عاشقانه و اجتماعی می باشد که توسط انجمن ستارگان رمان منتشر شده است.برای دریافت این رمان و دیدن توضیحات بیشتر در ادامه همراه سایت ستارگان رمان باشید.

بخشی از صفحه اول رمان ققنوس در بند :

شروع فصل اول

کلید را درون قفل چرخاندم و آن با صدای تیکی باز شد. پایم را روی اولین موزائیک نصف نیمه گذاشته و میخ شدم. میخ هرآنچه که روزی لحظه هایم را می ساخت.

 این خانه یک زمانی عجیب خاطراتی برایم به ارمغان آورده بود. جایی در وا پسین روزهای سخت با خود عهد کرده بودم، برگردم و خاطرات را از سر بگیرم. خاطراتی که در پس کوچه باغ های شمرون تداعی شده بودند و همچنین نوای پدر و مادرِ مهربان و رنج کشیده ام را سر می‌دادند.

نگاهم که به حوض وسط حیاط ‌خورد، بغض سر باز کرده و دانه های درشت اشک از تصور نگاه خیره و عاشق مادر به جای خالی پدرم روی گونه هایم غلتیدند.

چقدر دلم هوای ان رستم دستانم را کرده بود. هوای پدرم را.

باید زمان را با نوشتن خاطرات می گذراندم؛ همه چیز را بیرون می‌آوردم تا از ذهنم پاک شود و نوشتن تمامِ آن خاطره ها دردناک بود.

حداقل برای من…!

با تمام کلماتی که به من گفته بود و آن مدلی که به من با عشق نگاه می‌کرد، به حرف هایش گوش سپرده بودم. حال که فکر میکنم میبینم چقدر خوب شد که گوش کردم؛ باعث شده بود جذب آن حال آشفته شوم و زندگی‌ام را بسازم. ما آسیب دیده بودیم؛ خیلی وقت پیش آسیب دیده بودیم و من نیاز داشتم برای مرحم گذاشتن روی آن درد ها، آن ها را یادداشت کنم.

***

– سروناز… سروناز… کجایی؟

چشم از ماهی سفید حوض کوچک گرفته و ایستادم‌، دامن گُل گلی‌ام روی مچ هایم سر خورد و روی زمین نشست، سر چرخانده و رو به او گفتم:

– اینجام سوگند… چرا هوار میزنی؟

رمان

ققنوس در بند

نویسنده

محدثه کمالی

ژانر

عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات

205

طراح جلد

عاطفه رهنما

محدثه کمالی

1 دیدگاه برای رمان ققنوس در بند از محدثه کمالی

  1. روشنک

    رمان جالبی بود ارزش خوندن داشت

دیدگاه خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید

سبد خرید شما خالی است.

ورود به سایت